ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

246

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

مردم شهر زنهار خواستند . شهاب الدين نيز ايشان را امان داد و نگذاشت كه لشكريانش كارى به كارشان داشته باشند . امير چقر نيز از شهر بيرون شد و به خدمت شهاب الدين رسيد و شهاب الدين به دو وعده داد كه با وى به نيكى رفتار خواهد شد . پس از گشوده شدن مرو ، غياث الدين در آن جا حضور يافت و امير چقر را با احترام به هرات فرستاد و مرو را به هندوخان ملكشاه بن خوارزمشاه بن تكش سپرد و به دو اندرز داد كه با مردم مهر ورزد و نيكى كند . ما پيش ازين درباره فرار هندوخان از دست عموى خويش ، محمد بن تكش و پناهنده شدن او به ملك غياث الدين سخن گفتيم . ملك غياث الدين ، بعد به سوى شهر سرخس رهسپار شد و آن جا را با صلح و مسالمت ، بدون خونريزى ، گرفت و به امير زنگى بن مسعود سپرد كه از فرزندان عمويش بود . گذشته از سرخس ، نسا و ابيورد را نيز به اقطاع در اختيار او قرار داد . سپس با آن سپاهيان رهسپار طوس گرديد . اميرى كه در آن جا بود مىخواست در برابرش ايستادگى كند و شهر را تسليم ننمايد . از اين رو تا سه روز دروازه‌هاى شهر را بست . بدين گونه ، چون ارزاق به داخل شهر نمىآمد ، نرخ‌ها بالا رفت و بهاى هر سه من نان به يك دينار ركنى رسيد . مردم شهر به ستوه آمدند و فريادشان برخاست